بیماریهای سایکوکوتانئوس-دکتر سعیدرضا یوسف

بیماریهای سایکوکوتانئوس (Psychocutaneous diseases)

مقدمه (Introduction)

سايكودرماتولوژي بيانگر منظري از درماتولوژي است كه در آن فاكتورهاي رواني نقش چشمگير و اصلي را بازي مي كنند. تخمين زده مي شود كه حداقل يك سوم بيماران ويزيت شده در مطب درماتولوژي نياز به توجه از نظر هيجانات و فاكتورهاي رواني دارند تا بتوان اين وضعيت را تحت كنترل درآورد. بخش قابل توجهي از بيماران سايكودرماتولوژي نسبت به ارجاع به تخصص هاي بهداشت رواني مقاومت نشان مي دهند و برخي از اين ارجاع خشمگين مي گردند. زماني كه به هر دليل بي ميلي و سرپيچي از اين ارجاع صورت گيرد وضعيت طعنه آميز پيش مي آيد. اغلب آنهائي كه از نظر سايكولوژيك بيمار يا ill هستند همان هائي هستند كه بيشترين مقاومت را در برابر ارجاع دارند. بعنوان مثال بيماران پسوريازيس و اگزما اغلب بيشتر دوست دارند كه در مورد چگونگي استرس هيجاني خود كه روي بيماري شان اثر مي گذارد، صحبت كنند. اگرچه بيماران مبتلا و درگير با توهم ها يا پارازيتي بطور تيپيك نسبت به هر گونه توضيحي درباره وضعيت خودشان مقاومت نشان مي دهند زيرا آنها هيچ اشرافي يا insight نسبت به بيماري خودشان ندارند. با توجه به رد پيشنهاد ارجاع به روانپزشك از سوي بيماران درماتولوژيست نقش عمده اي را در اداره شكايت اصلي بيمار دارد حتي اگر اختلال اصلي يك اختلال سايكوژنيك يا روانزاد باشد. لذا درماتولوژيست با دو انتخاب روبرو مي باشد: اول اينكه بيمار را از نظر مشكلات روانپزشكي يا روانشناسي درمان كند كه در صورتي كه يك درماتولوژيست تصميم بگيرد چنين كاري بكند اين مهم است كه با رويكرد به تشخيص ها كاملا آشنا باشد و انواع روشهاي درماني (فارماكولوژيك و غير فارماكولوژيك) را بشناسد و محدوديت هاي مربوط به عملكرد درماتولوژيست بشناسد. راه دوم عبارت است از ناديده گرفتن بخش روانپزشكي اختلال بيماران است و اينكه اجازه دهد مشكل روانشناسي پايه بيمار بدون درمان باقي بماند و اين در اعتقاد مولف روش منطقي و اپتيمال نمي باشد. بعنوان مثال بيماران مبتلا به هذيان پارازيتي اغلب سالها و دهه ها بدون درمان با داروهاي آنتي سايكوتيك باقي مي مانند و بين درماتولوژيست هاي مختلف مي چرخند و دنبال درمان مي گردند و فقط بين پزشكان مورد بي اعتنائي واقع مي شوند. يك پزشك مي تواند روش هاي اداره بيماران سايكودرماتولوژيك و مباحث مربوط به آنها را در محدوده عملكرد درماتولوژيك ياد بگيرد و به هر حال درمان با جامعيت كمتر از نظر روانپزشكي معمولا بهتر از اصلا درمان نكردن است. در اين بخش يك متد مفيد كلينيكي تقسيم بندي بيماريهاي سايكودرماتولوژي ارائه شده است و به ترتيب تعدادي از وضعيت هاي سايكودرماتولوژيك انتخاب شده و شرح داده مي شود. اين بيماريها عبارتند از: هذيان پارازيتي، اختلال body dysmorphic، درماتيت artefacta، پروريگو ندولاريس، ليكن سيمپلكس كرونيكوس، تريكوتيلومانيا و acne excoriee و neurotic excoriations. اختلالات ارائه شده در اينجا شرايطي هستند كه بيش از همه با كار درماتولوژيست در ارتباط هستند. بحث شامل ارزيابي و جديدترين استراتژي هاي درماني شامل داروئي و غير داروئي مي باشد.

 

Overview

اختلالات سايكودرماتولوژيك از دو طريق تقسيم بندي مي شوند:

 1) از طريق نوع وضعيت سايكودرماتولوژيك

 2) طبيعت سايكوپاتولوژي زمينه اي بيمار.

 

روش دوم مفيد است زيرا  اطلاع و دانش در مورد سايكوپاتولوژي بيمار، پزشك را قادر مي كند تا در مورد داروهاي روانپزشكي خط اول درماني انتخاب درست انجام دهد. بعنوان مثال در اختلال وسواسي جبري (OCD) يك ماده anti-OCD مثل فلوكستين بايد در خط اول درمان قرار گيرد. اگرچه گاهي ساير گروههاي مواد سايكوفارماكولوژيك ممكنست براي بيمار استفاده شود (در صورتي كه داروهاي anti-OCD پاسخ مناسب نداده باشند). بيماران سايكودرماتولوژيك كه عموما توصيه به درمان مي شوند معمولا پر سر و صدا هستند و اغلب در 4 تشخيص روانپزشكي زمينه اي قرار مي گيرند: 1) اضطراب 2) افسردگي 3) اختلال وسواسي جبري يا OCD 4) سايكوز يا جنون. در روش تقسيم بندي ابتدائي كه مبتني بر وضعيت سايكودرماتولوژيك بيمار است. اغلب بيماران مي توانند در يكي از 5 زيرگروه يا category زير قرار گيرند:

  • اختلالات سايكوفيزيولوژيك كه در آن بيماري پوستي واقعي و خالص وجود دارد مثل پسوريازيس كه با فاكتورهاي هيجاني شعله ور يا exacerbation پيدا مي كنند.
  • اختلالات روانپزشكي اوليه كه مربوط به بيماراني است كه بيماري پوستي اوليه ندارند و در آنها كليه علائم پوستي بصورت self-induced ايجاد شده اند (مانند delusional parasitosis).
  • اختلالات روانپزشكي ثانويه كه در آنها بيمار دچار مشكلات روانپزشكي مي شود كه در اثر بيماريهاي پوستي است كه موجب بدظاهري فيزيكي در بيمار شده اند نظير ويتيليگو يا آلوپسي آره آتا.
  • اختلالات حسي پوستي كه در آنها بيمار با شكايت يك اختلال خالص حسي نظير خارش، سوزش، نيش خوردن، نيشگون شدن كه بدون شواهد قابل رويت از بيماريهاي پوستي اوليه يا يك تشخيصي از موقعيت پزشكي زمينه اي مي باشند.
  • استفاده از داروهاي روان  يا روانپزشكي براي بيماريهاي پوستي نظير كهير يا نورالژي postherpetic به كار مي رود.

با دوستان خود به اشتراک بگذارید

نظرات

دیدگاه خود را بنویسید